به گزارش خبرگزاری مهر، میرعلی اشرف عبدالله پور حسینی، اظهار داشت: توزیع سود سهام عدالت مشمولانی که ثبت نام قطعی کرده اند اما تا سال ۹۵ از دنیا رفته اند از اول تیر ماه امسال آغاز می شود.

آگهی دعوت مجمع عمومی عادی به طور فوق العاده شرکت سرمایه گذاری سهام عدالت
 استان خراسان رضوی (سهامی عام)

شماره ثبت 27616و شناسه ملی 10380430077

مجمع عمومی عادی به طور فوق العاده در اجرای ماده 95 قانون تجارت  این شرکت در ساعت 9 صبح روز شنبه  02/04/97  به  آدرس مشهد احمد آباد خیابان عدالت عدالت 2 - ابتدای شهید صبوری پلاک 2/2 واحد 1 برگزار می گردد.

از کلیه سهامداران (شرکت های تعاونی سهام عدالت خراسان رضوی عضو) دعوت می گردد تا یک نفر نماینده قانونی و تام الاختیار خود را جهت شرکت در جلسه کتباً معرفی نمایند.

هیأت مدیره

 

1-         بررسی و تعیین تکلیف وضعیت هیئت مدیره

2-         پیگیری مصوبات قبلی مجمع عمومی در خصوص تقسیم سود.

نتیجه تصویری برای میلاد امام حسن و کریم اهل بیت

میلاد حضرت امام حسن مجتبی(ع)

«و چه زیبا بود زندگی مشترک علی (ع) و فاطمه (س) اگر چه مشکلات خاص آن روزها بر سختی زندگی می‌افزود، ولی آن دو مشکلات را یکی پس از دیگری، با نگاهی از سر مهر و عشق الهی به یکدیگر، پشت‌سر می‌نهادند و آنها را به شیرینی مبدل می‌ساختند.

فقر و سختی معیشت مسلمانان در این روزها بیشتر نمود داشت و دو جنگ سخت بدر و احد، اگر چه به پیروزی انجامید و دل مؤمنین را به اسلام وابسته‌تر کرد، ولی تبعات آن بر شدت فقر مردمان آن زمان افزود و در تیررس این سختی‌ها، خانواده‌ی شریف و معظم پیامبر (س)، علی (ع) و فاطمه‌ی زهرا (ع) که اهل بیت پیامبر (ص) به شمار می‌رفتند، قرار داشتند.

البته فقر برای خاندان نبوت زینت و فخر بود؛ زیرا با تمام قدرت و نفوذی که در میان مسلمانان داشتند، همیشه در پایین‌ترین سطح معیشتی زندگی می‌کردند. آنها هیچ گاه نمی‌توانستند دوستان و محبین خویش را در سختی ببینند و خود راحت و آسوده زندگی کنند.

در همین روزها بود که زمزمه‌ی تولد غنچه‌ای نوشکفته، بیت معظم رسول‌الله (ص) را متحول ساخت.

آری، زمزمه‌ی تولد تو!

تو که زیباترین و عزیزترین فاطمه (س) بودی.

نگاه‌ها عاشقانه‌تر و پرمعناتر شده بود و پیامبر (ص) بسیار شادمان‌تر می‌نمود. مثل این که ثمره‌ی صبر خویش را بر مشکلات یک ساله‌اش می‌دید و خدا را از این نعمت شاکر بود.

روزها می‌گذشت و روز موعود نزدیک‌تر می‌شد.

ماه رجب و شعبان سوم هجری گذشت و اهل بیت (ع) پیوسته در روزه و شب‌ زنده‌داری و استفاده از لحظات پربرکت این دو ماه بودند.

ماه رمضان آغاز شد و نوری بود که هر شب از خانه‌ی پربرکت علی (ع) و فاطمه (س) به عرش می‌رفت.

بهتر بگویم؛ فاطمه‌ی زهرا (س) همچون نامش مانند نوری پاک و درخشنده بر اهل آسمان نورافشانی می‌کرد.

آثار آمدنت نمایان‌تر می‌شد، تا اینکه در یک شب نورانی مانند رخ نازنینت، که قرص ماه نمایان‌تر از همیشه می‌درخشید و چشم به راه طلوع خورشید بود، در نیمه‌های سه‌شنبه شب پانزدهم رمضان سال سوم هجری، ناگهان خورشیدی از زمین طلوع کرد و صدای تکبیر معصومانه نوزادی، فضای شهر مدینه را محل آمد و شد فرشتگان مقرب الهی ساخت و غنچه‌ی یاس فاطمه‌ی زهرا (س) از دل مادر شکفت و شروع به عطرافشانی کرد.

عجبا!

تا به حال کس ندیده بود که از گلی نور متولد شود.

تا به حال کس غنچه‌ای به این لطافت و خوشبویی ندیده بود و نشنیده بود از آن دو دریای علم و حلم، ایمان و تقوا، نجابت و شرافت، تقدس و نور که به یکدیگر رسیده بودند، «مرج البحرین یلتقیان» لؤلؤیی بیرون آمده بود که تعجب همگان را برانگیخته بود آری «یخرج منهما الؤلؤ و المرجان».

فاطمه (س) نورانی بود و محال بود غنچه‌اش از نور نباشد.

فاطمه (س) پر از حلم و بردباری بود و محال بود فرزندش مملو از صبر نباشد.

علی (ع) جود و کرم بود و محال بود فرزند ارشدش، کریم اهل بیت نباشد. علی (ع) بود که شرم دوست مسکینش را بر خانواده، از سر فقر و نداری، به خجالت خود خرید. یتیمی و اسیری را نتوانست نیازمند و گرسنه ببیند و سه روز هر چه در خانه داشت بخشید. «و یطعمون الطعام علی حبّه مسکیناً و یتیماً و اسیراً». و چه زیبا و نیکوست لطف خدا بر شما، که طعام زمینی را لایق خانه‌ای آسمانی ندید و نه از آسمان، بلکه از وجه رحمت خدایی‌اش شما را اطعام کند که «انما نطعمک لوجه الله لانرید منک جزاءً و لا شکوراً».

و خدای جمیل و بی‌همتا چه زیبا وصف شما را در بهشت کرده و چه نیکو سوره‌ای در مدح فضایل شما در بهشت سروده سوره انسان را می‌گویم

می‌دانم! هر گاه در جوانی و بزرگسالی دلتنگ مادرت می‌شدی، آن را تلاوت می‌کردی تا دلت سبک شود.

آنهایی که جد گرامی‌ات رسول‌الله (ص) را هنگام تولد فاطمه (س) سرزنش می‌کردند و زخم زبان می‌زدند که با تولد این دختر، دیگر نام رسول‌الله (ص) ادامه نخواهد یافت، حال باید پیش می‌آمدند و می‌دیدند که چگونه از همان یگانه دختر پاک و مطهر، پسری متولد شده که همچون قرص ماه می‌درخشد یا بهتر بگویم، قرص ماه همچون صورتش منیر است و کسی به شباهت او به رسول‌الله (ص) نمی‌رسد.

و در آن موقع خدای متعال و رئوف، چه زیبا رسول خویش را دلگرمی داد و فرمود: «انا اعطیناک الکوثر»، (ما به تو کوثر عطا کردیم).

آری، همان وقت آمدنت را به جد گرامی‌ات بشارت داد و نماز و قربانی مژدگانی خواست.

فاطمه (س) خطاب به علی (ع) گفت:

- علی جان! نامی برای او بگذار.

- فاطمه جان! هیچ گاه در نامگذاری بر رسول‌الله سبقت نخواهم گرفت.

کودک را در جامه‌ی زرد پیچیدند و خدمت رسول‌الله (ص) بردند.

حضرت کودک را دید، ناراحت شد و فرمود: «مگر شما را نهی نکرده بودم که کودک را در جامه‌ی زرد نپیچید؟!»

جامه‌ی زرد را انداخته جامه‌ی سفیدی به کودک پیچیدند.

حضرت خوشحال شد و فرمود:

- علی جان! نامی برای او انتخاب کرده‌ای؟

- خیر یا رسول‌الله! هرگز در نامگذاری بر شما سبقت نخواهم گرفت.

- من نیز بر پروردگار خود در نامگذاری سبقت خواهم گرفت.

و خدا نیز که همیشه و همه جا ناظر!

به جبرئیل امر کرد که «ای جبرئیل! محمد (ص) را به سوی متولد شده است. سلام مرا به او رسان و تبریک و تهنیت گو. او را بگو که علی نسبت به تو به منزله‌ی هارون است نسبت به موسی، او را به اسم پسر هارون «شبّر» نام بنه».

جبرئیل امین روز هفتم تولد، بر پیامبر (ص) نازل شد و آنچه پروردگار فرموده بود انجام داد و عرضه کرد. حق تعالی فرمود این مولود را به اسم پسر هارون نام کن.

- نام او چه بوده است؟

- نام او شبّر است.

- اما لغت من عربی است.

- او را حسن نام کن.

پیامبر (ص) به دستور خداوند کودک را حسن نام نهاد. در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه فرمود. موی سر نوزاد را تراشید و هم وزن آن نقره صدقه داد. همچنین گوسفندی عقیقه کرد و بدینسان شناسه‌ی اولین کودک در خاندان رسالت و اهل بیت عصمت و طهارت شکل گرفت.

 

در  گلبرگ چهارم هم آمده است:

آیا ایشان اندازه‌ی قوم مسیح هم حقیقت منزلت شما را درک نکردند؟

مباهله را می‌گویم. روزی که اشراف نصاری نجران بر سر مسأله‌ی رسالت، با پیامبر (ص) به مناظره پرداختند هر چه پیامبر (ص) گفت متقاعد نشدند و لجاجت کردند.

آیه‌ای نازل شد «انّ مثل عیسی عندالله کمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون» (که مثل عیسی نزد خدا مانند آدم است که از خاک خلق شد و سپس خدا فرمود که باش پس شد).

باز نپذیرفتند و اعراض کردند.

آیه دیگر نازل شد: «فمن حاجک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءکم و نساءنا و نساءکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علی الکاذبین» (پس هر کس با تو درباره‌ی عیسی در مقام مجادله بر ‌آید، بعد از آن که به احوال او آگاهی یافتی، بگو بیایید ما و شما فرزندان و زنان و کسانی را که به منزله‌ی خودمان هستند بخوانیم سپس به مباهله برخیزیم (در حق یکدیگر نفرین کنیم) تا دروغگویان را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم).

همه و همه گواهی داده‌اند به همین آیه‌ی مباهله که علی (ع)، فاطمه (س) و حسنین (ع) بهترین اهل روی زمین هستند و این که حسنین (ع) فرزندان پیامبر (ص) به حکم «ابناءنا» و علی (ع) اشرف است از سایر انبیاء و از تمام صحابه به حکم «انفسنا». به راستی دیگر چه دلیلی می‌توان آورد برای نقض ولایت شما و شرافت شما بر سایر خلق؟!

قرار صبح روز بعد رسید. پیامبر (ص) دست تو و برادرت حسین (ع) را گرفت و علی (ع) از پیش روی آن حضرت و فاطمه (س) نیز از عقب سر آن حضرت به راه افتادند.

عایشه می‌گوید: در آن روز پیامبر (ص) با عبایی سیاه بیرون آمد. علی (ع) و فاطمه (س) و حسنین (ع) را در زیر عبا گرفت و این آیه را خواند:

«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیراً».

خلاصه پیامبر (ص)، علی (ع)، فاطمه (س) و حسنین (ع) به بیرون شهر به راه افتادند. پیامبر (ص) برای مباهله به زانو نشست.

سران نصارا به وحشت افتادند و گفتند اگر به حق نبود این گونه نمی‌نشست و الله اگر او و خاندانش با ما مباهله کنند، پیش از آن که سال بر ما بگذرد، یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند. اینهایی که ما می‌بینیم، اگر از خدا سؤال کنند که کوهی را از جا بکند، هر آینه خواهد کند! پس مباهله مکنید که هلاک می‌شویم.

به خدمت رسول‌الله (ص) رسیدند و با ایشان مصالحه نمودند و بعدها مسلمان شدند.

 راز شب قدر

 شب قدر  تجلّی گاه ولایت

شب قدر، شب ظهور ولایت حقّ الهی بر زمین است. ولایت تکوینی٬در کالبد ولایت تشریعی ظهور می نماید برنامه مصوّبه از مقام الوهیت به صاحب امر در زمین داده می شود تا جامعه را با نظام هستی هماهنگ نماید.

اندیشه ها و نفوس را بر مبنای فطرت، به ولیّ خدا و از طریق او به ولیّ خدا و از طریق او به خدا متصل نماید. آنگاه که امر نازل می شود ولایت تجلّی می نماید. أمر تا صاحب و جایگاه مشخصی نداشته باشد، نازل نمی شود، و اگر صاحب داشت، پذیرش أمر و صاحب امر هردو با هم تحقّق می یابد و این تحقّق چیزی جز تجلی ولایت نیست.

 رابطه میان خدا و صاحبان ولایت خدا در زمین که پیامبر و اهل بیت ایشان هست و همگی مصادیق ولایت هستند، همان «أمر» است که مظهر ولایت خدا و نمودی از احکام باری تعالی و تجلی قرآن است. ظرف این ارتباط، شب قدر است، شبی که مجلای (زمان تجلی) حقّ و ظهور تکثیر آن بسط و تفصیل آن اجمال است که اگر چنین شبی نبود، نه قرآن و نه أمر، هیچ کدام نازل نمی شدند و تجلی حقّ عقیم می ماند. عامل تحقق این تجلی، همانا ملائکه و روح اند که در این شب فرود می آیند و امر را نازل می کنند و به صاحب امر در هر زمان می سپارند. سوره قدر متعلق به صاحب أمر و تجلی گاه ولایت است، در تحقق ولادت صاحب ولایت نیز تجلی نموده است.

 

  مؤمنین محل دریافت فیوضات الهی

 

مؤمنین نیز به تناسب ظرفیّت و تقوایی که دارند، ملائکه خاص و روح خاصی، أمری را -نه همه امور هستی را- بر او نازل می کنند. هر کس در 23 شب اول ماه رمضان خود را به افق نبوّت و امامت نزدیک گردانید و ظرفیّت وجودش را با تقوی توسعه داد و خود را مستعّد دریافت فیوضات الهی گردانید، هنگامی که قرآن بر سر می گیرد، و از خدا درخواست می کند و چهارده معصوم را واسطه فیض قرار می دهد، به تناسب این استعداد و شأن دریافتی می نماید. این دریافت ها و نزول ملائکه و روح، نه تنها در شب قدر، بلکه در تمام لحظات وصل، وجود دارد، چنانکه برای ائمه علیهم السلام نیز چنین است.

نمونه ساده و اولیّه آن، که تا حدودی برای عموم قابل درک است، بارقه های ذهنی و الهامات و جرقه های علمی برای کاوشگران و اهل دقت و نظر است.

ینزل الملائکه بالروح من امره، علی من یشاء من عباده (نحل / 2)

   پرورش و تکامل بشر

همه امامان و پیامبر و پیامبران گذشته، از یک گوهر بوده و همگی یک جهت داشته اند، لکن هر امامی، تفصیل مجمل های گذشته می باشد. همه امامان علم بدون اختلاف دارند و هیچکدام با دیگری اختلاف ندارند، تفاوتشان در اجمال و تفصیل و تناسب با شرایط و شئونات است. این تعریف، حکیمانه و در راستای تکامل بشر است. تکرار و تجدد امام و رهبر در معنای اولیه (امام معصوم) و در معنای ثانویه و مراتب پایین تر (پیشگامان و رهبران مردمی) یک موهبت الهی برای پرورش و تکام انسان است.

  تجلی کوثر در ولایت   

«کوثر در معنای لغوی و اوّلیه، سرچشمه سرشار و منبع جوشان است و شامل هر چشمه فزائیده و منبع خیر می شود. مصداق اعلای آن فاطمه سلام الله علیها است که به پیامبر صلی الله علیه و آله داده شد، و او همسر یک امام و مادر یازده حجّت خدا می باشد.

کوثر همچون خورشید با تشعشع خود، نور صادر می نماید، هر نورش امامی است که به واسطه آن جهان بشریت روشن می گردد، و این انوار الهی لازمه حیات طیّبه انسانیّت اند. کوثر از مجرای توارث در وجود امامان و سپس امامزادگان آنگاه صالحان جریان یافت و خیراتش، زمین های انسانیت را آبیاری نمود. این جریان دائمی و تکاثر ابدی، نمودی از نزول ملائکه و روح و جلوه ای از تجلی کوثر است که همواره وجود دارد، و حیات ظاهری و باطنی و مادی و معنوی در گرو وجود آن است.

مطلع الفجر ظهور مهدی موعود عج الله فرجه هست، چنانکه امام صادق علیه السلام فرموده: حتی مطلع الفجر یعنی حتی یقوم القائم عج الله فرجه.

امام صادق علیه السلام فرمود: «تقدیر در شب نوزدهم است و ابرام (محکم و پابرجا) احکام در شب بیست و یکم و امضاء و گذراندن، در شب بیست و سوم می شود.

 امکان تغییر سرنوشت غیر حتمی در هر سال

خداوند حکیم و رئوف و بخشنده در برابر عصیان بندگان و خطاهای سهوی، هر سال از مجرای ولایت معصوم، راهی بر جبران گذشته ها و توبه و انابه، با پرداخت حقّ الناس (عدم پرداخت بدهی در حال تمکّن، غیبت، تهمت، سخن چینی، عدم پرداخت حقوق افراد واجب النفقه:مهریّه، نفقه و...) هتک آبروی مسلمان و...) و حقّ الله (ادای واجبان شرعی :نماز، روزه، خمس، زکاه و...) باز گذاشته، تا بندگان به اختیار خود راه صلاح و رستگاری و بندگی خدا را انتخاب نمایند، و یا به بندگی هوای نفس و شیطان تن داده و ذلت دنیا پرستی را برگزینند.

 در شب بیست و سوم، انتخاب انسان در چارچوب مشیت الهی امضا می گردد، لذا احیاء و شب زنده داری توأم با توبه و جبران مافات، ارزشمند و انجام هر خدمت و عمل صالحی در این شبها برابر با هزار ماه است. البته ثواب و بخشش و فیض به صرف بیدار بودن نبوده و مشروط به معرفت ولایت و یاری ولایت با معرفت به اهداف و طریق حق و تلاش در قرار گرفتن در صف صالحان و عاملان به دین خدا می باشد،در این صورت، از فیوضات این شب نیز بهره مند شده، و تا یک سال از هوا پرستی و دنیا پرستی و مکر شیطان در امان خواهد بود. هر قدر ظرف بزرگ باشد، مظروف نیز بزرگ خواهد بود. اختیار و انتخاب با ماست.

 رابطه شب قدر با تکامل عقول و علوم بشر

شب قدر طبق روایات متعدّد، از ظهور پیامبر اسلام شروع شده، و تا روز قیامت که حجّت خدا باقی است، ادامه خواهد داشت. حجّت زمان، متناسب با شرایط زمانی و میزان تکامل بشری، برنامه ها و تفصیل مجملات و متشابهات و... ، را دریافت نموده، به نفوس قابل و دارای ظرفیّت عنایت می فرماید، از این روست، شاهد تکامل علم و معرفت بشر در دین خدا و علوم مختلف مورد نیاز بشری هستیم، اما چون به عقل و توانمندی خود و دیگران، به طور مستقل و به اختیار و توانایی خود، اعتقاد داشته و باور کردیم، لذا از درک سیر نزول فیوضات را از خالق حکیم، که ذره ای از بی انتهاست، از طریق ولایت و جانشین خدا عاجزیم. از این روست پیشرفت های علمی را به خود نسبت می دهیم و جز خود نمی بینیم. ولی در تأمل و تعمق در اصل تمام پیشرفت های مادی و معنوی بشریت، جز جلوه گری صفات جلال و جمال خداوند با استعداد ذاتی و توان جسمی از سوی خداوند نیست، چرا که خداوند در حدیث قدسی فرموده است:عَبْدی اَطِعْنی اِجْعَلَکَ مَثَلی. «بنده من، مرا اطاعت کن، تا تو را مثل خودم قرار دهم.»

 رابطه شب قدر با شهادت یگانه مظهر عدالت

شب قدر با آن همه عظمت و مجلای اراده و اوامر الهی به جانشین خود در زمین، تا طلوع فجر، در سرپرستی بشر و عالم امکان، سرنوشت همگان را ورق می زند، لذا از اهمیّت ویژه ای برخودار بوده و مورد توجّه عموم بوده است، اگر در چنین شبی حادثه ای رخ دهد، قطعاً آن حادثه نیز مورد توجّه قرار گرفته و مردم در پی فهم علت حادثه، به جستجو می پردازند.

همانگونه که پیشتر اشاره شد، همگان توان درک عظمت و حوادث شب قدر را نداشته و جز اندکی، به معرفت کامل از این شب نرسیده اند، لذا حادثه ای بزرگ و مهمّ می تواند، عقول و دل های بشر را تکامل داده و آن ها را از خواب غفلت بیدار نماید، تا بر آنچه در این شب می گذرد، توجّه نموده و امور خود را در مسیر حقّ قرار دهند. شهادت اولین جانشین خاتم پیامبران در محراب مسجد توسط مسلمانی به ظاهر مسلمان در صف نماز جماعت به نام حمایت از دین خدا، ریختن خون اسوه عدالت و یگانه رهبر عادل جهان و یار مستضعفان و شمشیرخدا بر دشمنان خدا، و زاهد شب و شیر روز در برابر خصم دین خدا، امری بسیار تکان دهنده است تا همواره مسلمانان و تمام بشریت تا روز قیامت بپرسند، چه کسی کشته شد، در کجا کشته شد، چرا کشته شد، چه کسی بود، تا اوج مظلومیّت و تنهایی ولیّ خدا در بین مسلمانان!! و اوج نفاق و دنیا طلبی و دین به دنیا فروختگان به نام مسلمانان، زبانزد خاص و عام گردد، غاصبان حکومت اسلامی شناخته شوند، و مسلمانان واقعی در پی برگرداندن حکومت به ولیّ خدا برآیند.

 از سوی دیگر، در 25 سال سکوت و خانه نشینی ولیّ خدا معترضی بر جان وی نبوده، اما زمانی که به درخواست و اصرار خود مسلمانان! حکومت را می پذیرد و دستور خدا را در تمام ارکان جامعه انجام می دهد، غاصبان حکومت اسلامی و بندگان دنیا و هوای نفس، وجود او را مانع حاکمیّت و ثروت اندوزی و نظام ارباب و رعیتی و... می بینند، لذا به خیال خود با کشتن حجّت خدا، طومار دین اسلام را در هم پیچیده و از بین بردند، در حالی که حکومت 5 ساله سراسر عدالت علی علیه السلام را تا روز قیامت، برای تمام آزادگان دنیا، به عنوان نسخه عملی نظام اسلامی با رهبری ولیّ معصوم، منشور عملی در حکومت و مدیریّت اسلامی گردانیدند، تا مردم بدانند، در اجرای عدالت، باید از خون خود گذشت، تا نظام عادلانه بدون ظلم و قشربندی تحقق یا بدو دین خدا استوار شود. از سوی دیگر،این حادثه به مردم هشدار می دهد، در جستجوی حجّت بعدی باشند تا حکومت اسلامی و عدالت فراگیر را دوباره بر پا کنند. هنگام تلاوت سوره قدر در پی پاسخ نزول ملائکه و روح بر چه کسی می گردند، تا گنج های نهفته در شب قدر به مرور با تکامل معنوی بشر هویدا گردند.

فرازی از کتاب علل ظهور امام زمان عجّ الله فرجه به قلم منصوره وطنی

اعمال مستحب ماه رمضان و فضیلت آنها

اعمال مستحبی ماه رمضان و فضیلت آن ، دعا و استغفار در ماه رمضان
در بین ماه های سال، ماه رمضان، از قداست و جایگاه ویژه ای برخوردار است و اعمال مستحبی در این ماه از فضیلت بسیاری برخوردار است.
 

اعمال مستحب ماه رمضان + فضایل آن

در بین ماه های سال قمری، ماه رمضان، از قداست و جایگاه ویژه ای برخوردار است چنانکه در دعای مخصوص آن می خوانیم:فال امروز

فال امروز

«... و هذا شهر عظمته و کرمته و شرفته و فضلته علی الشهور...»

«و رمضان، ماهی است که او را عظمت و کرامت و شرافت، و فضیلت دادی، نسبت به ماه های دیگر.»

رسول خدا(ص) می فرماید:«اگر کسی در این ماه، یک آیه از قرآن، تلاوت کند، ثوابش مثل کسی است که در غیر ماه رمضان، یک بار قرآن را ختم کرده باشد.»

حضرت علی(ع) از پیامبر خاتم(ص) نقل می فرماید:«هیچ مؤمنی نیست که ماه رمضان را، به حساب خدا، روزه بگیرد، مگر آن که خدای تبارک و تعالی، هفت

خصلت را برای او لازم گرداند، هرچه حرام در پیکرش باشد محو و ذوب گرداند. به رحمت خدای عزوجل نزدیک می شود. (با روزه خویش) خطای پدرش حضرت آدم

را می پوشاند. خداوند لحظات جان دادن را، برای او، آسان کند. از گرسنگی و تشنگی روز قیامت در امان است. خدای عزوجل از خوراکی های لذیذ بهشتی او را

نصیب دهد. و بالاخره خدای عزوجل، برائت و بیزاری از آتش دوزخ را به او عطا فرماید. (پرسش کننده در این حدیث مفصل، عالم یهودی بود) که عرض کرد راست

گفتی ای محمد.»

اعمال مستحبی ماه رمضان

ماه رمضان از برترین ماهها در نزد خداوند است

به طور کلی احکام تکلیفی بر پنج قسم است. واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح.

مستحب به عملی گفته می شود که انجام آن خوب ولی لازم و ضروری نباشد و از ترک آن نهی نشده باشد.

اعمال مستحبی در ماه رمضان شامل ؛ 1 - دعا و استغفار در ماه رمضان. 2 - اعمال روزهای ماه رمضان. 3 - اعتکاف در ماه رمضان. 4 - تلاوت قرآن در ماه رمضان. 5 - افطاری و صدقه دادن در ماه رمضان.

اعمال مستحبی ماه رمضان و فضیلت آن

1- دعا و استغفار در ماه رمضان

الحدیث:

قال علی بن ابیطالب(ع):

»علیکم فی شهر رمضان بکثرة استغفار و الدعاء فاما الدعا فیدفع عنکم به البلاء و اما الاستغفار فتمحی به ذنوبکم.

ترجمه:بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعای زیاد. اما دعاهای شما دافع بلا از شماست. و اما استغفار شما از بین برنده گناهان است.

توضیح:

از وظایف روزه داران در این ماه، دعا و درخواست‏حوایج از حضرت حق است که بنده احساس نیاز به پیشگاه بی نیاز کرده، و دستهای احتیاج خویش را به درگاه او دراز می‏کند.

 

2- روزهای ماه رمضان

الحدیث:

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله):

ایها الناس انه قد اقبل الیکم شهر الله بالبرکة و الرحمة و المغفرة، شهر هو عند الله افضل الشهور، و ایامه افضل الایام و لیالی افضل اللیالی و ساعاته افضل الساعات.

ترجمه:

ای مردم ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به شما رو کرده است، ماهی است که پیش خدا بهترین ماه است و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات.

 

3- اعتکاف در ماه رمضان

الحدیث:

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله):

اعتکاف عشر فی شهر رمضان تعدل حجتین و عمرتین.

ترجمه:اعتکاف در یک دهه از ماه مبارک رمضان برابر با ثواب دو حج و دو عمره است.

توضیح:

در ایام و لیالی مقدسه‏ای، طبق روایات رسیده از ائمه معصومین (علیهم السلام) مستحب است که هر مسلمانی در صورت امکان دهه آخر ماه مبارک رمضان را در مسجد معتکف شود، که پیامبر اکرم(ص) در تمامی عمرش چنین می‏کرد.

اعمال مستحبی ماه رمضان

تلاوت قرآن در ماه رمضان از برترین اعمال است

4- تلاوت قرآن در ماه رمضان

بهترین اعمال در شبها و روزهای ماه مبارک رمضان، تلاوت قرآن است. اگر چه تلاوت قرآن در تمام اوقات ثواب دارد، ولی چون قرآن در ماه رمضان نازل شده است، از اجر و ثواب ویژه‏ای برخوردار است چنانچه وارد شده:

الحدیث:

قال ابو جعفر (علیه السلام):

لکل شی‏ء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان

ترجمه:

برای هر چیزی بهاری است و بهار قرآن رمضان است.

بنا بر این امتیازات قرآن به اعتبار نزولش در ماه رمضان از ماههای دیگر بیشتر است.

الحدیث:

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله):

من تلافیه آیة من القرآن کان له مثل اجر من ختم القرآن فی غیره من الشهور.

ترجمه:

اگر کسی در این ماه یک آیه از قرآن تلاوت کند، ثوابش مثل کسی است که در غیر ماه رمضان یک ختم قرآن کرده است. 

5- افطاری و صدقه دادن در ماه رمضان

الحدیث:

قال الباقر (علیه السلام)

یا سدیر، هل تدری ای لیال هذه؟ فقال له نعم. جعلت فداک ان هذه لیالی شهر رمضان فما ذاک؟ فقال له اتقدر علی ان تعتق کل لیلة من هذه اللیالی عشر رقاب من ولد اسمعیل؟ فقال له سدیر بابی انت و امی لا یبلغ مالی ذاک، فما زال ینقص حتی بلغ به رقبة واحدة فی کل ذلک یقول:«لا اقدر علیه فقال له:افما تقدر ان تفطر فی کل لیلة رجلا مسلما؟ فقال له:بلی و عشرة فقال له (علیه السلام):

فذاک الذی اردت یا سدیر، ان افطارک اخاک المسلم یعدل عتق رقبة من ولد اسماعیل علیه السلام.

ترجمه:

ای سدیر! آیا می‏دانی چه شبهایی است این شبها؟ سدیر گفت:

بلی فدایت گردم این شبها شبهای ماه رمضان است، مگر این شبها چگونه است؟ امام (علیه السلام) فرمودند:آیا قدرت داری هر شب از این شبها ده بنده از فرزندان اسماعیل (ع) را آزاد کنی؟ پس سدیر عرض کرد:پدر و مادرم به فدایت، ثروتم کفاف نمی‏دهد، پس امام پیوسته تعداد بنده‏ها را کم کرد، تا رسید به یکی در تمام این ماه، سدیر گفت:قدرت ندارم پس امام(ع) به او فرمود:آیا قدرت نداری هر شب یک مسلمان روزه‏داری را افطار دهی؟ سدیر عرض کرد:بلی تا ده نفر را هم می‏توانم افطاری بدهم، پس امام به او فرمود:

ای سدیر همان است که اراده کردی یعنی با افطاری دادن ده روزه‏دار به ثواب عتق و آزاد کردن ده بنده از اولاد اسماعیل (ع) نایل می‏گردی.

اعمال مستحبی ماه رمضان

انجام اعمال مستحبی در ماه رمضان از فضیلت بسیاری برخوردار است

توضیح:

خداوند انسان روزه‏دار را بر آنچه انفاق می‏کند در خوردنیها و آشامیدنیها محاسبه نمی‏کند ولی در این امر «اسراف‏» نشود.

الحدیث:

عن ابی عبد الله علیه السلام:

من تصدق فی شهر رمضان بصدقة صرف الله عنه سبعین نوعا من البلاء.

ترجمه:

هر کس در ماه رمضان صدقه‏ای بدهد خداوند هفتاد نوع بلا را از او دور می ‏کند.